جستجو
ارتباط
ايميلآرشيو ماهانه
Jan. 08Dec. 07
Nov. 07
Oct. 07
Sep. 07
Aug. 07
Jul. 07
Jun. 07
May. 07
Apr. 07
Mar. 07
Feb. 07
Jan. 07
Dec. 06
Nov. 06
Oct. 06
Sep. 06
Aug. 06
Jul. 06
Jun. 06
May. 06
Apr. 06
Mar. 06
Feb. 06
Jan. 06
Dec. 05
Nov. 05
آزشيو موضوعی
« November 2007 | Main | January 2008 »
December 23, 2007
بی راهه(16)
نمی خواست من بدونم. باور کنین راست می گم. خیال نبود، توهم هم نبود، الانم که گاهی به اون روزا فکر می کنم می بینم همه چی درست بوده و حدس و گمان های منم درست بوده... اما من به خودم قول داده بودم که به اون روزا برنگردم. آره حتما با خودتون می گید بازم دارم مبهم می نویسم. بی خیال دوباره نوشته هایی تو کامپیوترم دیدم که زیاد جالب نبود. اصولا یواشکی کاری رو انجام دادن و ترس از اون باعث می شه آدما بیشتر خطا کنن. کاش هیچی نبود...
یک جورایی حالم خوب نیست. نه جسمی و نه روحی. دلیلش هم فشارهایی بوده که توی این مدت بهم اومده. از آدمایی که نمی دونم درموردشون چی باید بگم. سرو کلشون توی زندگیم پیدا می شه، بعد هم خودم توری از کنارشون می گذرم که اون ها را با خواسته هاشون و رویاهاشون رها می کنم. تقصیر من نیست، تقصیر اوناست که فکر می کنن میشه به راحتی دوباره یک زندگی دیگه رو شروع کنن. اما من می گم نه به این راحتی ها هم نیست. اونا در تاریکی مطلق جهل به سر می برن و باعث سرخوردگی خودشون می شه...واقعیت یک چیز دیگه است که از حوصله من و شما خارجه...
لیست قرض های تخته سفید اتاقم داره کم می شه اما هنوز مونده فکر کنم تا آخر سال دیگه...
همه کارام مونده، نمی دونم از این هوای لعنتی یا تنبلی من، ولی دارم از کارام عقب می افتم دعا کنید این روزای یکنواخت زود بگذره...
December 11, 2007
روزمرگی را فراموش کنیم
می گن زندگی عادی هم عالمی داره که نگو و نپرس. آره واقعا می شه یک موقعی کنار کارهای روزمرگی نشست و کمی با حوصله تر به آینده فکر کرد. تغییر در روند این روزهای زندگی حاصلی جز خانه ماندن و فیلم دیدن و کتاب خواندن ندارد. گاهی هم با دوستان نشستن و گپ های گوشه و کنار همین روزها...
باید اعتراف کنم که این روزهای بارانی پائیز که همه چیز را به رنگ کرم و زرد درآورده است، کم کم بر روی زندگی ما سایه می اندازد. نمونه اش می شود خواب های بی موقع، چای خوردن های لذتبخش ساعت 1 و 2 نیمه شب و ...
حالا وقت اش رسیده که کمی درباره روزنامه امتیاز بنویسم. خب فکر کنم اسم این روزنامه برای همه آشناست اما نکته جالب توجه اش این است که صاحب امتیاز محترم این روزنامه، در این یک سال و نیم خود را به هر در و دیواری زد تا دوباره امتیاز را دربیاورد البته با شکل و شمایلی که بهتره است بگویم هیچ ربطی به روزنامه قبلی که فکر می کنم نوزده شماره از آن منتشر شد نداشته باشد. متاسفانه یا خوشبختانه امتیاز الان روی دکه روزنامه فروشی ها است. و فقط از آن روزنامه قدیمی اسم امتیاز است که باقی مانده است، برای دوستانی که در این روزنامه هستند هم آرزوی موفقیت می کنم.
شماره 59 مجله شهروند یک سورپرایز ویژه دارد و آن هم مصاحبه با محسن نامجو بعد از سفراش به اروپا است و اتفاقاتی که در جریان سفر این خواننده پیش آمد و بدون اطلاع او نیز آلبوم ترنج در ایران مجوز گرفته بود.
خواننده محبوب این یکی دو سال اخیر که همیشه با تدبیر در مصاحبه هایش صحبت می کند...
فیلم کلاغ پر را در یک ظهر نسبتا آفتابی رفتم و سینما عصر جدید دیدم. کاش می شد معنی فیلم بد دیدن را نفهمید و بی خیال ساختار و فیلمنامه و منطق، داستان کلاغ پر را تماشا کرد.