جستجو



ارتباط

ايميل


آزشيو موضوعی


پشتيبانی

MT 3.2
XHTML | CSS
RSS | Atom


« September 2008 | Main | November 2008 »

October 25, 2008

مجموعه دروغ ها، سینما آزادی و کلی حرف

می دونم که خیلی وقته اینجا ننوشتم اما راستش دنبال بهونه بودم و فکر می کنم حرف تکراری زیاد جالب نباشه و از آه و ناله کردن هم چیزی بدست نمی یاد.
این مدت اتفاقای عجیبی افتاد. مثلا پرسپولیس اینبار بازی با برق را برد و قطبی دوباره به اسطوره های من تبدیل شد و بازی و گل های کریمی نوید یک تیم منسجم و خوبی را نشون می ده. بماند که همچنان همه می خوان خط دفاعی ضعیف پرسپولیس را بزرگ کنن اما به کوری چشم دشمنان پرسپولیس بهتر از این ها هم می شه اگرچه خدا نکنه توی این مملکت بخوان کسی را خراب کنن و یا سابقه فعالیت خوبش را زیر سئوال ببرن که اونجاست واقعا دیگه نمی شه کاریش کرد و باید سکوت کرد و زمینه را بدست همون سیاست مداران کثیف سپرد...
***
مراسم جشن موسیقی امسال خیلی بی خود بود و یک مشت آدمای عقده ای با گرفتن یک بی سیم _ خدا لعنت کنه اون کسی را که بی سیم بدست این آدمای بی سواد داد_ مردم رو کنترل می کردن. فکر می کنم خاطره بدی از موسیقی و کنسرت شجریان تو ذهنم مونده که ترجیح می دم آلبومای این آدما را از بیرون تهیه کنم اما دنبال کنسرت رفتن و از نزدیک دیدن برنامه هاشون نباشم. انقدر بی برنامه و ضعیف عمل می کنن و باهمین وضعیت ادعاشون عالم و آدم را گرفته ... تا حدی که اسم اون آقایی که خودشو کاظمی می دونست و فکر می کرد همه کاره کنسرت ها بوده حالمو همچنان بهم می زنه... بنظرم و به قول نیروی انتظامات اونجا، قبلا دربون بوده و حالا آقای کاظمی بهش می بندن!!!بماند که جشن موسیقی امسال مزخرف ترین جشن بود و در عین حال جشن مراسم گل آقا خیلی خوب بود و تلخی کنسرت شجریان را گرفت.
***
1)از عصر جمعه تا سه زن و دعوت و کنعان و مجموعه دروغ ها
هفته پیش فیلم عصر جمعه به کارگردانی مونا زندی در خانه سینما به نمایش گذاشته شد. فیلم حال و هوای خاصی داره که به نظرم در تاریخ سینما ایران کمی متفاوت تره و من حس می کنم که زندی کارگردان با جسارتی که شاید توی این فیلم خیلی اتفاق ها را به تصویر کشیده. اگرچه فیلم همچنان با مشکل نمایش عمومی روبرو بوده اما جسارت یک زن برای ساخته شدن بعضی موقعیت ها قابل احترامه. فیلم داستان عجیبی نداره اما متفاوته، این تفاوت گاهی از رنگ و تصویرهای مات می یاد و فضای سرد یک زندگی را به نمایش می زاره و گاهی این تصور ایجاد می شه که واقعا توی این شهر به این بزرگی چه آدمای عجیبی پیدا می شن . به نظر من شخصیت سوگل و یا همان شقایق(رویا نونهالی) خیلی عجیبه گاهی غرق عشقش می شه و دل تو دلش نیست که چه زمانی لحظه دیدار میرسه و خودشو آماده می کنه اما با اومدن یک مهمون ناخوانده دوباره مایوس یک جا می شینه و دلش می خواد شر پسرش رو کم کنه ولی بازم یه حسی نمی زاره نگران نباشه و دنبال پسرش می افته... شخصیت سوگل یک زن خودمختار که خرج زندگی درمیاره و کینه جدایی اش از پدرو مادرش همش تو ذهنش و نمی خواد حتی خواهرش را ببینه. یک سکانس محشر داره و اونم گریه توام با فریاد زدنش در خونه خالی... بغضی که از ابتدای فیلم تماشاگر آن را حس می کنه و در یک نقطه منفجر می شه و کل احساس زنانگی درونش با آن بغض دیده می شه.. که چقدر سعی می کنه از ابتدا آروم و خونسرد و مقاوم در برابر موقعیت های زندگی اش باشه اما یکجا کم می یاره و بغض اش می ترکه...
از نظر ساختار، فیلم با حرکت های مختلف دوربین مواجه می شه. سکانسی در فیلم هست که صدای زنگ در به گوش می رسه و تنها دوتا پای شخصیت اصلی مقابل در دیده می شه و صداها بر روی تصویر پاها شنیده می شه، این نشون می ده که سلیقه کارگردان در یک سکانس و بینش او مهمتر از به تصویر کشیدن بعضی اجزا فیلم است. مثل فیدهای مکرر در میان سکانس ها... با اینکه مونا زندی اولین فیلم سینمایی اش را کارگردانی کرده بود اما به نظر می رسد در انتخاب شخصیت ها و نقش ها دقت داشته است. انتخاب مهرداد صدیقیان و یا هانیه توسلی از همین شناخت کارگردان به بازیگران فیلم اش می آید..و با این حال فکر می کنم زمانی که عصر جمعه در جشنواره فیلم فجر هم به نمایش گذاشته شد مورد توجه منتقدین قرار گرفت. من که فیلم و دوست دارم و بازم اگر جای اکران داشته باشه حتما می بینم.
***
دلم می خواد در مورد مجموعه دروغ ها هم بنویسم. اما اول باید یه مشکلی را اینجا بگم که معمولا همیشه با دوستان و آشنایان هم درموردش کلی بحث کردم... این که یک فیلم خوبه و حرفه ای و ساختار و داستان خوبی هم داره همه درست اما شخصیت ها و آدمای درونی یک فیلم برام مهم هستن و معمولا این حاشیه ها روی مخفم می رن . فکر کنین گلشیفته فراهانی رو به عنوان یکی از بهترین بازیگرای اخیر سینما می بینم که فکر می کنم قابلیت های زیادی برای فیلم ها و سینمای ایران داره، اما محدودیت های داخلی و مشکلات این طرف را هم می بینم. مثلا شهره آغداشلو و خیلی های دیگه مثل نیکی کریمی در فستیوال های مختلفی شرکت کردند و با همه محدودیت ها ساختن و دوباره به ایران برگشتن و روال زندگی طبیعی شون را ادامه دادن. اینکه گلشیفته فراهانی به عنوان یک بازیگر شناخته شده و موفق سینمای ایران در یک فیلم هالیوودی به ایفای نقش بپردازه و در خود فیلم هم عنوان کنه که در ایران متولد شده و پدرایرانی داره هم خیلی خوبه اما چرا باید اتفاق هایی برای این بازیگر بیافته که شاید برگشتن او به سینمای ایران و بازی کردن در یک فیلم ایرانی تبدیل به یک کابوس بشه؟مگر نه اینکه سینمای ایران بازیگرای خوبی را در این چند سال اخیر وارد عرصه سینما کرده که خیلی موفق بودند و باعث پیشرفت سینما و عرصه بازیگری شدند آیا واقعا قراره ما بازیگران سینما که کارگردانان هالیوودی روی اون ها زوم کردن از دست بدیم؟ اصلا همین فیلم کوتاه عباس کیارستمی در جشنواره فیلم کن، این همه بازیگر زن ایرانی توی این فیلم کوتاه گریه می کنن، اما انقدر بازی همشون توی همون لحظه کوتاه جذاب و دیدنی که یک حس خوب و غرور لعنتی ایرانی بودن به من تماشاگر می گه اینا همه بازیگرای زن خوب سینمای ایرانن، تازه همشون هم نیستن اما قابل تحسینن... البته باید ببینیم که چه تصمیمی گرفته می شه، اما اون وضع لباس پوشیدن فراهانی در افتتاحیه اکران فیلم کمی این موضوع را برای آینده این بازیگر سینما پیچیده کرده است. اگرچه امیدوارم دوباره در سینمای ایران نقش های موفقی در فیلم هایی چون درخت گلابی و اشک سرما و بوتیک و سنتوری از این بازیگر سینما ببینم اما دلم شور می زنه و فکر می کنم زمان می بره تا دوباره بخواد در یک فیلم ایرانی به ایفای نقش بپردازه...
و اما مجموعه دروغ ها؛
فیلم فضای جنگ و خشونت در آن موج می زنه اما همیشه در همین فضاهای جنگی و خشونت بار بوده که یک رابطه پررنگ می شه و تماشاگر را وادار می کنه تا فضاهای جنگ را تحمل کنه . درست مثل یه فضای سیاهی می مونه که یک خط سفید خودشو در اون سیاهی نشون می ده. دی کاپریو و موقعیت اون در عراق و باندبازی های سیاسی به کنار، اما رابطه این بازیگر هالیوودی با گلشیفته فراهانی در نقش یک پرستار همون خط سفیدی می شه که تا انتها فیلم را دنبال می کنیم. اینکه همه نقش ها دروغه و ما هم با دیدن فیلم گرفتار این دروغ ها می شیم خسته کننده است اما فیلم یک اتفاق بزرگ به نام کارگردانی ریدلی اسکات داره، کارگردانی که اگرفیلم های قبلی او را دیده باشید متوجه می شوید که بیشتر فیلم روی کارگردانی و حضور سه بازیگر سرشناس می چرخد. از همه این ها که بگذریم بنظرم فیلم پایان خوبی داره و همین قضیه تا حدودی جلوی نقدهای منفی اش را می گیره.