جستجو
ارتباط
ايميلآرشيو ماهانه
Apr. 09Mar. 09
Feb. 09
Jan. 09
Dec. 08
Nov. 08
Oct. 08
Sep. 08
Aug. 08
Jul. 08
Jun. 08
Mar. 08
Feb. 08
Jan. 08
Dec. 07
Nov. 07
Oct. 07
Sep. 07
Aug. 07
Jul. 07
Jun. 07
May. 07
Apr. 07
Mar. 07
Feb. 07
Jan. 07
Dec. 06
Nov. 06
Oct. 06
Sep. 06
Aug. 06
Jul. 06
Jun. 06
May. 06
Apr. 06
Mar. 06
Feb. 06
Jan. 06
Dec. 05
Nov. 05
آزشيو موضوعی
« January 2009 | Main | March 2009 »
February 10, 2009
«بغض» برای «بی پولی»
تا حالا شده در سالن سینما نشسته باشید و یک فیلم خوب ببینید که کلی تیکه برای خندیدن داشته باشد اما شما از بطن قصه بغض کنید... تا حالا شده دلتان برای تک تک شخصیت های داستان فیلم بسوزد و بارها توی زندگی خودتان و در شرایط مختلف با آن کاراکترها در طول فیلم همذات پنداری کنید... تا حالا شده دلتان بخواهد یک فیلم زودتر تمام بشود تا بقیه اتفاق های بد را از زندگی آنها نبینید، یا نه دوست دارید بدانید که سرانجام این همه سختی و مشکلات آخرش چه می شود و آیا واقعا قرار است یک موقعیت معناگرا در سخت ترین شرایط زندگی آدم های فیلم پیدا شود و آن ها با یک پایان خوب و یک معجزه، عاقبت بخیر شوند. فیلم بی پولی به کارگردانی حمید نعمت الله این موقعیت را فراهم می کند تا درد بی پولی را بکشید و در شرایطی که بی کارید و نباید بخوابید و از زندگی لذت ببرید، دوست دارید در یک روز آفتابی زیر سایه درخت، در چمن یک پارک یا میدان بزرگ از بی پولی بخوابید! بی پولی پر از بغض ها و حرف های سختی است که بیشترین قشر جامعه را درگیر خود می کند.
فکر کنید فیلم با یک عروس و داماد خوش تیپ و خوشگل آغاز می شود و به مرور که آن ها درگیر زندگی و مشکلات بی پولی خود می شوند با تدبیر از نوع پوشش تا خورد و خوراک همه چیز تغییر می کند. اما این بار آن ها تنها نیستند بلکه یک بچه هم دغدغه ذهنی آن زوج را بوجود می آورد. بهرام رادان و لیلا حاتمی زوج این فیلم را تشکیل می دهند. زوجی که ناخواسته مشکلات را از هم پنهان و به زندگی تا جایی ادامه می دهند که مجبور به فروختن وسایل خانه و غیره می شوند.
فیلم نکات ریز و دور از نگاه عادی به زندگی را واضح به تصویر در می آورد. در واقع این زوج می خواهند زندگی شان را نگه دارند اما فشار مالی دلیلی می شود تا برای فرار از طلب کارها با اتوبوس و شبانه به مسافرت بروند.
نعمت الله در فیلم اول خود بوتیک ثابت کرد که می تواند با به تصویر کشیدن آدم های زجر کشیده از موقعیت کنونی جامعه تماشاگر را تا انتهای فیلم با خود همراه کند. و این بار نیز با ساخت دومین فیلم اش بی پولی دیگر می شود به این کارگردان و فیلم هایش اطمینان کرد که او با جامعه و مشکلات امروزی فیلم می سازد و دغدغه های نه چندان ساده از زندگی آدم ها را نشان مان می دهد. بی پولی پر از آدم هایی است که در طول روز ممکن است هر کدام از ما با آن ها برخورد کنیم. فیلمی که در سکانس صندوق صدقات و انداختن 5000 هزارتومانی به صندوق در بدترین شرایط ، می توان شخصیت هایش را لمس کرد. بی پولی هم جز بهترین فیلم های امسال جشنواره فیلم فجر به شمار می رود. اما کاش بیشتر از این ها هیئت داوران به این فیلم نگاه می کردند و به آن اهمیت می دادند و این فیلم تنها در یک رشته و آن هم بهترین بازیگر زن (لیلا حاتمی) کاندید شده است. این مسئله جای تعجب داشت.
***
بهترین ها
1-درباره الی... 2- تردید 3- بی پولی 4- اشکان و انگشتر و چند داستان دیگر
بدترین ها
1- سوپرستار، 2- وقتی همه خوابیم، 3- اخراجی ها2 4- یازده دقیقه و سی ثانیه
متوسط ها
1- شبانه روز 2- عیار 14 3- صداها 4- بیست، 5-زادبوم
February 08, 2009
یک فیلم گرم در جشنواره سرد!
درباره الی... فیلمی که واقعا ما را از فضای سرد جشنواره امسال بیرون کرد. نه تنها فیلم ها خوب نبودند بلکه بیشتر از هر جشنواره ای دیدن بعضی از آن ها عذاب آور بود. در عوض 40 دقیقه ابتدایی فیلم اصغر فرهادی این سردی جشنواره را گرفت و با تمام وجود می شد نشست و یک فیلم خوب از شمال و دریا و ویلا خانوادگی و جمع های گرم و دوستانه و این ها دید. دیگه چی می خواید؟
حوصله تفسیر سینمایی و نقدهای آنچنانی و کلمات گنده گنده ندارم. دلم می خوام همانطور که درباره الی ساده شروع شد و ساده به تصویر در آمد و ساده تمام شد، بهش نگاه کنم.
ولی بازی ها هم خوب بود، بازی پیمان معادی، مانی حقیقی و شهاب حسینی همه چیز خوب بود، فیلمبرداری، موسیقی، ریتم فیلم و کلا تدوین خوب هایده صفی یاری... بازم بگم!
***
بهترین ها
1-درباره الی... 2- اشکان و انگشتر و چند داستان دیگر 3- شبانه روز 4- عیار 14 5- صداها
بدترین ها
1- سوپرستار، 2- وقتی همه خوابیم،
متوسط ها
1- بیست، 2-زادبوم
February 07, 2009
یادداشت دوم
سیاست پشت تخم گذاری لاک پشت ها
شناخت یک فیلم و نگاه یک کارگردان زمانی پیش می آید که آن فیلم آماده نمایش شود و در سالن مطبوعات قضاوت شود. وقتی تقاطع به کارگردانی ابوالحسن داودی ساخته شد، فیلمنامه محکم و ساختار باورپذیر اش این موقعیت را فراهم کرد که یک فیلمنامه خوب و ساختار متناسب با آن چقدر می تواند به یک فیلم کمک کند. تفاوت های فیلم با کارهای قبلی داودی کاملا نمایان بود. تفاوت زادبوم و تقاطع به ساختار دو کار بر می گردد. تصور کنید در زادبوم خبری از نگاتیوهای کهنه و کدر بودن تصاویر نیست و فیلم انقدر شفاف و زنده است که می توان فهمید تهیه کننده محترم به اندازه کافی برای ساخت اثرش سرمایه گذاری کرده است.داودی در طی این سال ها و به قول خودش تمام وقت اش را صرف ساخت زادبوم و فیلمنامه آن کرده بود. اگرچه خیلی از سکانس های فیلم تداعی کننده تجربه دوباره تقاطع در زادبوم بود، اما حجم بالای سوژه در فیلمنامه های داودی قطعا به طولانی شدن فیلم های او می انجامد. اگرچه به نظر می رسد در تقاطع این اتفاق تا حدودی کنترل شده بود اما در زادبوم به طرز وحشتناکی احساس می کنیم فیلم از تایم زیادی برخوردار است و خیلی جاها تماشاگر را خسته می کند. این موضوع را وقتی منتقدان در سینما رسانه و در نشست فیلم مطرح کردند با جواب های نه چندان قانع کننده رویا تیموریان و واکنش تند این بازیگر روبرو شدند. تیموریان بارها این جمله را در نشست فیلم به زبان آورد که تماشاگر سینما باید عادت کند به اینکه فیلم را تا پایان دنبال کند چرا که فیلم هایی از این دست با مشقت های زیادی ساخته می شوند.
در سکانسی از فیلم رادان به رایگان می گوید برای اینکه لاک پشت ها از تخم بیرون بیایند باید زمین را گرم کرد خاک این زمین سرد شده... از اینگونه کنایه ها در فیلم به وفور دیده می شود. این که فیملنامه می خواهد خبر از سه نسل را به تماشاگر القا کند، درست؛ اما چرا نسل سوم باید با سیاست شناخته شود؟ داودی می داند که سینما بیانگر موقعیت های مختلف جامعه است. و زادبوم با نماهای از پیش فکر شده از همین جامعه بیرون می آید و گاهی حرف های سیاسی کل فیلم را دربرمی گیرد. در تقاطع حکایت یک نسل و محکومیت آن دیده می شد و در زادبوم این جریان تماتیک از سوی خانواده برای بقای یک نسل به نمایش گذاشته می شود. با این حال لوکیشن های متفاوت فیلم از دبی تا آلمان، قشم و تهران به جذابیت فیلم افزوده است عملا اگر یکی از لوکیشن های دبی مثلا حذف می شد، اتفاق خاصی در روند فیلم نمی افتاد. اما پولداری است و استفاده از نماهای بسته با قاب های زیبای آن طرف آب ها...
حضور بازیگران در زادبوم
بهرام رادان در نقش امیرعلی با بازی اش نقش نسلی را ایفا می کند که از کودکی در خارج از ایران زندگی کرده و بیشتر آن طرفی شده تا ایرانی... البته نقش مقابل او که یک دختر آلمانی هم بود، بیشتر توانسته به باورپذیری نقش رادان کمک کند. سکانس ماشین و حضور رادان و دختر آلمانی و گذاشتن آهنگ لالایی قدیم از جمله سکانس های کلیدی فیلم به شمار می رود.
و در ضمن رویا تیموریان و مسعود رایگان که جز زندگی شخصی، در ترکیب زوج سینمای ایران و فیلم ها ظاهر می شوند، این امکان را جلوی دوربین فیلمبرداری دارند که بدون مشکلات شرعی و دینی و اخلاقی در طول فیلم ها در کنار هم به ایفای نقش بپردازند... این هم یکی دیگر از تجربیات سینمای ایران بعد از انقلاب است. دیگر چه می خواهید؟
***
در ضمن نگاه کلی من تا الان به فیلم های جشنواره
بهترین ها
1-شبانه روز، 2- عیار 14، 3- صداها
بدترین ها
1- سوپرستار، 2- وقتی همه خوابیم،
متوسط ها
1- بیست، 2-زادبوم
آغاز بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر
یادداشت های جشنواره در اینجا کمی دیر شروع شد. البته امروز که هفتمین روز جشنواره بود، باید بگویم جشنواره امسال زیاد هم پربار نبود. راستش نوشتن در مورد فیلم ها هر شب بعد از دیدن آن ها برایم پیش آمد اما شاید تنبلی من و فشرده بودن کارها باعث شد تا یادداشت ها را دیر اینجا بزارم. خوشحالم که اگر هم به رسم هر سال قرار است یادداشتی اینجا بزارم با فیلم خوب امید بنکدار و کیوان علی محمدی شروع شد. شبانه روز را از دست ندهید!
یادداشت اول
شبانه روز جا افتاده تر از شبانه
از همین الان اعلام می کنم که شبانه روز را دوست دارم و اگر موقعیتی فراهم شود دوباره و در یک سینمای دیگر حاضر به دیدن آن هستم.
چی می شد سینمای ایران با گونه های مختلف فیلم روبرو می شد و این آثار تکراری و سوژه های من درآوردی جایش را به تجربه های نو و نماهای جدید در یک فیلم می داد.
چی می شد سینما کمی هم ساختار غیر خطی فیلم ها را می شکست و زمینه را برای ایده های نو چه در فیلمبرداری وچه در تدوین به تماشا می گذاشت.
چی می شد اگر قرار است اقتباس و ایده ای از سینمای هالیوود وارد سینمای ایران شود، با دیدگاه باز و اطلاعات کافی در فیلم های ایرانی به نمایش در می آمد. و خلاصه اجزاء دیگری که شاید تجربه آن در اولین فیلم یک کارگردان بی نتیجه بماند اما مطمئن باشید در دومین فیلم آن کارگردان به نتیجه خواهد رسید.
شبانه روز حاصل تلاش امید بنکدارو کیوان علی محمدی است که بعد از تجربه شبانه به نظر میرسد از داستان محکم و قابل باوری برخوردار است. اگرچه فیلمنامه أن به راحتی و در چند خط قابل تعریف نیست اما این موقعیت را برای تماشاگر فراهم می کند که کمی با دغدغه شخصیت ها و موقعیت های داستان و فیلم پیش برود.
شاید رنگ بندی سکانس های مختلف فیلم که طبق داستان ها پیش می رود تماشاگر را از یکنواختی و سردرگمی رها کند و اصلا دلیل این قاب های سیاه و سفید و یا قهوه ای برای تغییر زمان و پیش بردن یک قصه قدیمی و حال و هوای آن با یک قصه امروزی و نیز یک قصه رومانتیک باشد. وجه فیلم های بنکدارو علی محمدی این است که در کنار سردی بیش از اندازه فضاها، گاهی رابطه شخصیت های فیلم باعث می شود تا رنگ های سرد و طراحی صحنه تاریک و مبهم آن زیاد به چشم نیاید. درست در سکانس هایی که پارسا پیروزفر و نیکی کریمی با گفتن شعر می خواهند حس عاشق بودن را برای تماشاگر ایجاد کنند. اگرچه پایان شبانه روز پر از اتفاق هایی است که تماشاگر را غافلگیر می کند و در عین حال ریتم کند فیلم ناگهان اوج می گیرد و اتفاق ها یکی پس از دیگری بوجود می آید.
شبانه روز یکی از فیلم های پربازیگری است که به نظر می رسد انتخاب هرکدام از آن ها درست بوده و خیلی از آن ها با کنترل کارگردان به ایفای نقش پرداخته اند. از حق نگذریم که گریم خاص حامد بهداد یکی از اتفاق های فیلم است.
فیلم پر از قاب های زیبایی است که گاهی اوقات حس می کنیم داستان یک نقاش باعث شده تا این قاب های بصری در طول فیلم ساخته شود. آنچه در کلیت این دوکارگردان وجود دارد، شاید تنها یک نکته باشد که اگر شبانه اولین تجربه آنها بود و شبانه روز دومین تجربه موفق، بدون شک دیدن سومین فیلم از این دوکارگردان در سینما نشان خواهد داد که آن دو جز متفاوت ترین کارگردان های سینمای ایران لقب خواهند گرفت.
الان که این مطلب را می نویسم هنوز لیست نامزدهای بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر اعلام نشده است اما مطمئن هستم که شبانه روز در رشته های مختلف کاندید خواهد بود. چه بازیگری و چه طراحی لباس و گریم... باید به انتظار نشست...
***
در ضمن نگاه کلی من تا الان به فیلم های جشنواره
بهترین ها
1-شبانه روز، 2- عیار 14، 3- صداها
بدترین ها
1- سوپرستار، 2- وقتی همه خوابیم،
متوسط ها
1- بیست، 2-زادبوم