« و پیامی در راه | Main | حكايت چند جشنواره و شهر مردگان »

Comfortably numb

اول از همه بايد بگم كه اين پست را تقديم مي كنم به همه اون هايي كه pink floyd را دوست دارن. به چند دليل اين روزها بيشتر و بيشتر از گذشته آلبوم هاي اين گروه بزرگ موسيقي را گوش مي كنم.
و اينكه سلام... اين سلام كلمه اي كه گاه موجب ارتباط شما با دوستان ديگر مي شود. حالا با نگاه مثبت يا منفي كه اينجا زياد به اين مسئله كاري نداريم. مي دونم كه خيلي وقته شايد نزديك چندين و چندماه باشه اينجا ننوشتم. مي دونم كه خيلي روزها و شب هاي پر اتفاقي را سپري كردم. و خوشحالم كه يكي از بهترين دوستام را دوباره در اوتاوا پيدا كردم. يك دوست خوب كه يكي دوسالي ازش بي خبر بودم. اما خدا رو شكر كه حالا دوباره پيداش كردم.
دوم اينكه با پيدا شدن يك دوست خوب يك دوست خيلي خوب ديگه از ايران رفت. البته بماند كه منم كم اذيتش نكردم. كاش بود... الان فكر مي كنم كه كاش بود و بحث هاي شب هامون ادامه داشت. كاش بود و بهم مي گفت كه صداي نفس هام هنوز تو گوشش مونده...
سوم اينكه دلم خيلي براي اينجا و حال و هواي تنها بودن هام تنگ شده بود. اينكه بارها و بارها نوشته هايي كه اينجا مي خواستم بنويسم را ترك كرده بودم.
چهارم اينكه با اين گروه جديد بچه ها توي دانشگاه اساسا حال مي كنم. سفر مي رم و كنارشون مي شينم و از حرف ها و ايده هاشون كه مدت ها پيش توي كله خودم بوده، لذت مي برم.
فيلم زياد مي بينم، كم حرف مي زنم، شبا من و دوستم با ماشين بيرون مي چرخيم و خيابوناي بالا شهر و پايين شهر را ورانداز مي كنيم و به مردم اين شهر فكر مي كنيم.مخصوصا اگر آهنگ Comfortably numb
را هم گوش كنيم كه ديگه سر از جاده فشم در مي آريم.
راستي پست بعدي در مورد كتاب قانون، جشنواره فيلم كوتاه و فيلم مسعود نجفي حتما مي نويسم. و همچنين بيكاري مفردي كه چندماهي گرفتارش شدم.

November 13, 2009 11:25 PM

Comments

آزمايش...

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)